اصل فأغث يا غياث المستغيثين، عبيدک المبتلي. و أره سيده يا شديد القوي، و أزل عنه به الأسي و الجوي و برد غليله يا من علي العرش استوي و من اليه الرجعي و المنتهي.
ترجمه - پس فريادرسي کن اي فريادرس ياري خواهان، بندهي حقير گرفتار خود را و آقاي او را بر او ظاهر فرما. اي خدائي که قواي او محکم است، و به رؤيت آن جناب از بندهي خود اندوه و درد سينهي او را زائل نما، و سوز عطش او را سرد کن. اي کسي که بر عرش احاطه داري و کسي که بازگشت و آخر کار همه به سوي تو است.
شرح - علت آنکه بعد از دعا و طلب فريادرسي از خداوند.
خدا را به يکي از اسماء او ميخواند، آن است که چون خدا را به اسماءالحسني بخواني دعاء بهتر مستجب ميشود. سورهي 7 اعراف آيهي 179 و لله الأسماء الحسني فادعوه بها يعني از براي خدا نامهاي نيکي است. پس خدا را به آن نامها بخوانيد.
و چون مناسب آن است که خدا را به نامي که مناسب با آن حاجت است بخواني، لذا چون داعي در فراق امام زمان ارواحنا له الفداء در نهايت بيچارگي است در اميد ديدار امام زمان ارواحنا له الفداء خدا را به اين نام ميخواند تا خدا فريادرسي او نمايد. مثلا براي مريض مناسب آن است که خدا را به (ياشافي) بخواند.
و کسي که رزق بر او تنگ شده بايد خدا را به (يا رازق و يا رزاق) بخواند، و کسي که طالب ثروت است بايد خدا را به (يا غني) بخواند؛ و بزرگان گفتهاند که آن اسم را به حساب ابجد حساب نموده و به آن عدد بخواند مثلا (يا شافي) را، 391 مرتبه. و يا (رازق) را 308 مرتبه. و (يا غني) را؛ 1060 مرتبه بخواند.
قوله عبيدک المبتلي، در اين عبارت چهار امر درج شده که مناسب اجابت دعا است، اول اظهار بندگي ميکند. و اين امر عقلي است که مولا بايد نظر رأفت به بنده داشته باشد.و بخصوص بنده که اظهار بندگي کند. دوم صيغه تصغير آورده، که براي تحقير است و کمال فروتني در خانهي خدا نموده، و مسلم است که سائل هر چه خود را کوچک و حقير شمارد؛ به اجابت نزديکتر است، سوم آن را اضافه به کاف خطاب نموده تا دلالت بر ربط و بستگي تمام کند. يعني من بنده کوچک ناز پروريده خودت ميباشم مانند طفل کوچک شيرين زباني که با پدر و مادر شيرين زباني کند و محبت ايشان را بجوش آورد. و پدر و مادر از روي عطوفت او را دامان خود جاي داده و ببوسند. چهارم در کلمهي المبتلي اشاره مي کند که من عاشق امام زمانم، و بستگي به آن جناب دارم، و به واسطهي او بدر خانهي تو آمدهام و مسلم است که کساني که نوعي از بستگي به آن حضرت داشته باشند، قربي دارند و دعاي ايشان به اجابت اقرب است، قوله. و اره سيده اين دعاء دوم است و در آن داعي اظهار ميکند. که خدايا من غلام امام زمانم، و به فراق آقاي خود گرفتارم تو را ميخوانم که اين فراق را به وصال مبدل فرمائي؛ و به ديدار آن حضرت ديده مرا روشن و منور نمائي، و اين دعا را نيز به نام خدا مقرون ساخت» و خدا را به نام (يا شديد القوي) خواند. زيرا که غيبت آن جناب چون زياد طولاني شده رؤيت او مانند کار بسيار سختي شده. لذا خدا را به صفتي ميخواند که کارهاي سخت از او انجام مييابد. قوله. و ازل عنه به الاسي و الجوي. و برد غليله در اينجا دو دعاء نموده که چهار دعا تمام شود. يکي آنکه خدايا اندوه و دردهاي دروني را از بندهي خود به سبب رؤيت آن جناب زائل کن، دوم آنکه تشنگي سوزناک ما را به آب وصال آن حضرت سرد کن، زيرا که اين دو امر متناسب با يکديگر است: و پس از آن براي اجابت آن خدا را بدو نام ديگر ميخواند، تا هر نامي موجب اجابت دعائي گردد، و نام اول دلالت دارد که خدا بر عرش که فوق عوالم است احاطه دارد، و نام دوم دلالت ميکند که بازگشت تمام امور به سوي او است لذا زماني که خود را از همه جا مأيوس ديد مناسب است که حاجت خود را به خدا عرضه دارد.
اصل أللهم و نحن عبيدک التائقون الي وليک. المذکر بک و بنبيک صلي الله عليه و آله و سلم، خلقته لنا عصمة و ملاذا و أفته لنا قواما و معاذا. و جعلته للمؤمنين منا اماما، فبلغه منا تحية و سلاما، و زدنا بذلک يا رب اکراما و اجل مستفره لنا مستقرا و مقاما، و أتمم نعمتک بتقديمک اياه أمامنا، حتي نوردنا جنانک (جناتک خ ل) و مرافقة الشهداء من خلصائک
اعراب - قوله و نحن عبيدک مبتدء و خبر. و الواو اما للاستيناف و اما للعطف علي جملة أنت کشاف الکرب و البلوي و العبيد جمع العبد. و التائقون صفة لها، و المذکر صفة لوليک و عصمة حال اي عاصما لنا او مفعول له. و ملاذ عطف عليها اي ملجاء، قوله فبلغه اي بلغ اليه فالضمير منصوب توسعا. قوله و زدنا امر من زاده اي انماه واجعل امر و مستقره و مستقرا مفعولان و مقاما عطف علي مستقر قوله و اتمم نعمتک فعل و فاعل و مفعول. قوله بتقديمک الباء للسبيه و الکاف فاعل للمصدر و اياه مفعول و امامنا ظرف اي قدامنا و جنانک بکسر الجيم و في بعض النسخ جناتک بفتح الجيم و تشديد النون منصوب بنزع الخافض اي في جنانک، و مرافقة عطف عليه و الخلصاء جمع الخالص
ترجمه - خدايا ما بندگان توئيم که مشتاقيم به ديدار ولي تو که يادآورنده است ما را به ياد تو و ياد پيغمبر تو، او را خلق فرمودهاي که حافظ و پناه ما باشد. و او را قيام دادي که نگاهداري و نگهباني ما فرمايد. و او را نصب کردي که براي اهل ايمان پيشوائي کند، پس درود و سلام ما را به او برسان، و به اين درود اکرام ما را زياده گردان و مقر و مقام ما را در بهشت در مقر و مقام او مقرر فرما، و نعمت توفيق را بر ما تمام کن، به پيشوائي او براي ما و پيروي ما از او، تا آنکه ما را وارد بهشت نمائي، و رفاقت پاکان از شهداء را نصيب ما فرمائي.
خدا را به اسماء الحسني بخوانيد که به اجابت اقرب است