مباني علمي و استدلالي حضور حضرت مهدي ارواحنا له الفداء را در اين فرصت محدود بهطور مفصل نميتوان مطرح كرد، ولي به لطف الهي باب بحث را باز ميكنيم تا عمق موضوع تا حدّي روشن شود. بههمين جهت ابتدا صورت مسئله را مطرح ميكنيم و انتظار هم نداريم همة مسئله را شما بپذيريد. انتظار داريم به عنوان يك تئوري به آن نظر كنيد. چون تئوري براي هر موضوعي وسيلهاي است كه ما افق انديشهمان را متوجّه آن موضوع كنيم. اگر انديشة ما مباني عقلي آن تئوري را يافت، آن را ميپذيريم. البته؛ از محضر عاشقان اهلالبيت عذر ميخواهم كه اين مسئله را به عنوان يك تئوري ديني مطرح ميكنم نه به عنوان يك عقيده.
پس صورت تئوري را عرض ميكنم و فكر ميكنم به قدري موضوع زلال است كه هر قلب سالمي آن را تصديق ميكند. صحبتهايي كه امروز براي شما عرض ميكنيم، تقريباً تمامي آن را محقّقين اهل سنّت از جمله «محيالدينبنعربي» مورد توجّه قرار داده و قبول دارند. مطلب از اينجا شروع ميشود كه آيا ميشود جهان بدون انسان كامل باشد يا خير؟ اتفاقاً اوّلين كسي كه واژة «انسان كامل» را به عنوان شخصي كه در عالم، حيّ و حاضر است، بهكار ميبرد «محيالدينابنعربي» است . بعداً شيعه و سنّي آن واژه را تقويت كردند. عمده آن است كه اصل مسئلة امامت را دنبال كنيم تا به حضرت حجت ارواحنا له الفداء به عنوان ميراثدار مقام امامت تا آخرالزمان برسيم.
از جمله علماء اهل سنت كه به متولد شدن امام زمان ارواحنا له الفداء اذعان دارد، ابنصباغمالكي در كتاب «الفصولُ الْمُهمة» در فصل يازدهم در اواخر ترجمة احوال حضرت امامعسكري علیه السلام است. وي ميگويد:
«ابومحمدالحسن از خود فقط يك پسر بهجاي گذاشت، اوست حجّت قائم منتظَر براي دولت حق. و به جهت صعوبت وقت و خوف سلطان و تعقيب سلطان از شيعيان و حبسشان و گرفتن و دستگير نمودن آنان، ميلادش را مخفي داشت و امرش را پنهان نمود»

مباني نظري امامت
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1