montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

براي انسانِ حسّي، «گوش» يك چيز واقعي است؛ ولي آيا انسانيتِ حسن و بتول هم يك چيز واقعي است؟ در ابتدا با توجه به چند صفت انساني مي‌توان روشن كرد كه علاوه بر اين‌ جسم ظاهري كه قابل ديدن است، هر انساني جنبه‌اي از وجود به نام «انسانيت» هم دارد و آن انسانيت يك بعد وجوديِ فوق مادّي است. يعني انسانيتْ خود يك پديده و‌‌‌ ‌‌واقعيّت است، منتها واقعيتي است غيرمادّي؛ به طوري كه انسانيتِ حسن از آن جهت است كه يك نحوة شجاعت دارد، كه آن شجاعت از بي‌باكي گرگ متمايز است، همچنين انسانيت حسن يك نحوه ميل دارد كه غير از شهوت خوك است و نيز يك ويژگي به نام تعقّل دارد كه آن را حيوان ندارد. اين نحوة خصوصيات در انسان‌ها را كه غير از خصوصيات موجود در گرگ‌ و خوك است- هر چند انسان از نظر حيات و ادراك با حيوان مشترك است- «انسانيت» مي‌ناميم، بنابراين اولين نكته‌اي كه بايد مورد توجه قرار گيرد اين‌كه انسانيت يك واقعيّت است.
حال از آن جايي كه انسانيت در خود انسان‌ها نيز شدّت و ضعف‌‌بردار است، مثلاً مي‌گوييم فلاني انسانيتش بيشتر است، لذا انسانيت از مقولة وجود است، چون وجود شدّت و ضعف‌بردار است و در همين راستا است كه ثابت مي‌شود انسانيت، خود يك وجود است، برعكس «ماهيت» كه شدت و ضعف‌بردار نيست و مقوله‌اي عدمي است.
نكتة ديگر اين‌كه همان‌طور كه عرض شد؛ هر چيزي كه صفتي را دارد يا بايد آن چيز، ذاتاً داراي آن صفت باشد يا به چيزي ختم شود كه آن ذاتاً داراي آن صفت باشد ؛ مثلاً هر چيز شوري بايد يا خود عين شوري باشد يا به عين شوري ختم شود. هر انساني نيز يا بايد تمام انسانيت را داشته باشد يا انسانيت او به عين‌الانسان ختم شود و چون انسان‌ها تمام رفتارهايشان انساني نيست و رفتارهاي حيواني از خود نشان مي‌دهند، و تا حدّي شهوت و غضبشان جنبة حيواني به خود مي‌گيرد و صورت عقل كامل نيستند، پس عين انسانيت نيستند. آري؛ نمودهاي غيرانساني در رفتارهاي انسان‌ها ديده مي‌شود و اين نشان مي‌دهد كه عين‌الانسان نيستند و از طرفي تا حدّي از انسانيت برخوردارند. پس از نظر انسانيت بايد به يك عين‌الانسان ختم شوند و اين عين‌الانسان همان انسان كامل و يا به فرمايش دين، امام زمان ارواحنا له الفداء است.
خوب دقّت بفرماييد؛ مشكل ما در همين قسمت است كه متوجّه باشيم اوّلاً: انسانيت، يك واقعيت است و ما انسان‌ها به‌جهت برخورداربودن از آن واقعيت، انسان هستيم؛ ثانياً: عين انسان نيستيم؛ ثالثاً: چيزي كه انسان است و عين انسان نيست بايد به عين‌الانسان ختم شود و آن عين‌الانسان نمي‌شود كه موجود نباشد، چراكه «انسانيت»، حقيقتي تشكيكي است، يعني شدّت و ضعف‌بردار است و لذا هم از مقولة وجود است و هم در راستاي شدت و ضعف داشتن، يك حدّ تام دارد كه همان انسان كامل است.
شما ملاحظه مي‌كنيد كه همة اديان؛ يعني همة آن‌هايي كه حسّ برين خود را به كار انداخته‌اند، به يك انسان برين كه كلّ انسانيت از او سرازير مي‌شود، معتقدند. حالا به روش‌هاي مختلف مي‌توان متوجه وجود مبارك و مقدس آن حضرت شد. در اين بحث به اين طريق وجود حضرت را مورد توجه قرار داديم. در بحث «آخرالزّمان؛ شرايط ظهور باطني‌ترين بُعد هستي» مباني نظري وجود حضرت حجت ارواحنا له الفداء را از زاوية ديگر مورد بحث قرار داده‌ايم، همان‌طور كه در مقدمة بحث «نحوة ظهور حضرت‌حجت‌عجل‌الله‌تعالي‌فرجه» برهان ديگري را ارائه نموده‌ايم.
انسانيت از مقولة وجود است


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1