آيا رابطة حضرت با عالم، رابطهاي است كه ما با بدن خود داريم؟ همانطور كه بدن ما روي دست ما مانده و از آن در زحمت هستيم، رابطة امام ارواحنا له الفداء با عالم ماده اين طور است؟ آنهايي كه سعي كردهاند عمر طولاني حضرت را بر پاية مسائل زيستشناسي توجيه نمايند به حضرت و مقام آن حضرت توجّه كافي نداشتهاند چراكه حدّ فهم بحث طولاني بودن عمر شريف آن حضرت، بالاتر از حدّ فهم علم زيستشناسي است. كلّ عالم در قبضة مقامِ واسطة فيض است. او واسطة فيض بين خدا و عالم هستي است، يعني «السَبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَالْاَرْضِ وَ السَّماء» است. وجود عالم به اعتباري از مقام او سرچشمه ميگيرد. و در هر دوره از زمان، مصداقهاي آن مقام فرق ميكند. يك حقيقت است كه جلوهاش تغيير ميكند و ظهور ائمه علیهم السلام ، مصداقهاي ظهور آن مقاماند. آيا واسطة فيض مثل من و شما بدنش روي دستش مانده و نميداند چهكارش كند؟ آيا بدنش برايش مشكل ايجاد كرده است و گرفتار پيري و فرسايش بدنشان هستند؟ يا كلّ هستي در قبضة اوست؟ دقّت بفرماييد.
رابطة حضرت با هستي، رابطة ايجادي است و در يك لحظه در مكانهاي متعدّدي ميتواند باشد و هر جايي هم كه بود، تماماً - جسماً و روحاً- حاضر است. مانند «منِ» شما در بدنتان. شما خودتان تماماً ميشنويد و همان زمان تماماً خودتان نيز ميبينيد. يعني حضور نفس در بدن به اين صورت است كه همه جاي بدن تماماً هست. اگر قطب عالم امكان، مغز عالم امكان است، حضورش در عالم، مثل حضور نفس در بدن است. پس حضرت همهجا هست و تماماً هم هست.