از اين بعد، به عدل قانون تعبير ميکنيم، و مقصود اين است که در قوانين، مصالح و منافع همگان، واقع و حقيقت، نيازمنديهاي افراد جامعه و خواستههاي حقيقي و فطري و غرائز بشر منظور شده باشد. و براي فرد و طبقه و صنف خاصي در شرايط متساوي امتيازي نباشد و بر قانون فطرت بشر تحميل نباشد. نصيب هر کس را از نعمتها و مواهب به عدل و استحقاق تعيين کند و نقشهي توزيع و تقسيم اشياء و مواد طبيعت، در زندگي آزاد انسانها پياده گردد و همه سهم واقعي خود را ببرند.
مثلا از نعمت هوا، انسان، حيوان ونبات، هر يک به مقدار نيازي که دارد بهره ميبرند. يا از نعمت آب و مواد غذائي، تمام اجزاء و اغصان و اوراق و شاخ و برگ يک درخت، بطور مساوي بهره ميبرند. يعني هيچيک بيشتر از آنچه بايد ببرند و کمتر از آن، نصيبشان نميشود. نه اينکه همه مقدار واحد و به اندازهي واحد ميبرند، بلکه هر کدام آنچه را که لازم دارند.
فرضا مادهاي که برگ از آن ساخته ميشود، شکوفه و ميوه ماده ديگري که لازم دارند، هر کدام سهم خود و آنچه را که لازم دارند و حقشان باشد ميبرند، مانند اعضاي بدن که به هر کدام مواد لازم ميرسد.
نظير اين نقشه، در زندگي انسانها و معاش و توليد و توزيع نعمتها، وقتي پياده شود عدل و نصيب به عدل، استحقاق و سهام صحيح و متعادل برقرار ميگردد. ناموس عدل و قسط، چنانکه در عالم تکوين است، بايد در عالم اختيار و محيط خداداد آزاد بشر نيز مقرر باشد و استفاده از مواهب و مواد لازم مادي و معنوي، به قدر استعداد و کفايت و اشباع غرائز، در دسترس هر کس باشد که براي سالخوردگان و افتادگان، حتي ديوانگان و حيوانات هم در اين تقسيم به قسط سهم کافي مقرر باشد.

بعد قانوني قسط و عدل
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1