بعضي از مطالب مربوط به اين معني در حرف «الف» گذشت و نيز روايتي که در خرايج آمده بر آن دلالت ميکند. عَلاّن از ظُريف از نصر خادم نقل کرده که گفت: بر صاحب الزمانعليه السلام وارد شدم در حالي که در گهواره بود، پس به من فرمود: صندل سرخ برايم بياور، برايش بردم. آنگاه به من فرمود: آيا مرا ميشناسي. عرضه داشتم: آري، تو آقاي من و فرزند سرورم هستي. فرمود: از اين نپرسيدم. گفتم: برايم تفسير فرماي. فرمود: من خاتم اوصيا هستم و تنها به وسيله من بلا از خانواده و شيعيانم دفع ميشود. [1] .
اين روايت را شيخ صدوق در کمال الدين [2] با اندک تفاوتي آورده است و در غاية المرام به نقل از مسند احمد بن حنبل به سند خود از عليعليه السلام آورده که فرمود: رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: ستارگان براي اهل آسمان امان هستند که اگر ستارگان از بين بروند آنها هم از بين ميروند و خاندان من براي اهل زمين امان هستند، پس اگر اهل بيت من بروند اهل زمين هم ميروند. [3] .
و در همان کتاب از حمويني که يکي از اعيان علماي عامّه است به سند خود از رسول اکرمصلي الله عليه وآله روايت کرده که فرمود: ستارگان ايمني اهل آسمان هستند و خاندان من ايمني امت من ميباشند. [4] . و در کتاب کفاية الاثر به سند خود از ابوسعيد خدري روايت کرده که گفت: شنيدم که رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: خاندان من براي اهل زمين امان هستند همچنان که ستارگان براي اهل آسمان امان ميباشند. گفته شد: يار سول اللَّه! پس امامان بعد از تو از خاندانت ميباشند؟ فرمود: آري، بعد از من دوازده امام هستند، نُه تن آنها از نسل حسينند. امينان معصوم، از ماست مهدي اين امّت، آگاه باشيد که آنها اهل بيت و عترت منند، از گوشت و خون من، چه ميشود اقوامي را که مرا در امر آنها اذيّت ميکنند که خداوند شفاعتم را به آن اقوام نخواهد رساند. [5] .
و در همان کتاب از حضرت حسين بن عليعليهما السلام از رسول خداصلي الله عليه وآله روايت نموده که فرمود: اوّلين چيزي که خداوند آفريد حجابهايش بود، پس بر حواشي آنها نوشت: «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَصِيُّهُ». سپس عرش را آفريد و بر اطراف آنها نوشت: «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَصِيُّهُ». سپس لوح را آفريد و بر پيرامون و حدود آن نوشت: «لا إِلهَ إِلاَّ اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَصِيُّهُ». و هر آن کس که پندارد پيغمبر را دوست دارد امّا وصيّ را دوست ندارد، دروغ گفته است. و هر کس گمان برد که پيامبر را ميشناسد امّا وصيّ را نميشناسد، کفر ورزيده است. سپس فرمود: آگاه باشيد که اهل بيت من امان هستند براي شما، پس آنها را دوست بداريد به دوستي من و به آنان متمسک شويد که هيچگاه گمراه نخواهيد گشت. گفته شد: اهل بيت کيانند اي پيامبر خدا؟ فرمود: علي و دو سبط (نواده) من و نُه تن از فرزندان حسينعليهم السلام امامان ابرار امينان معصوم؛ آگاه باشيد! اينان اهل بيت من و عترت من هستند و از گوشت و خون مناند. [6] .
و در غاية المرام به سند خود از جابر جعفي نقل کرده که گفت: به حضرت محمد بن علي باقرعليه السلام عرضه داشتم: براي چيست که به پيغمبر و امام احتياج هست؟ فرمود: براي باقي ماندن جهان بر صلاح خودش، و آنکه خداوند - عزّوجلّ - در صورتي که پيغمبر يا امام بين اهل زمين باشد، عذاب را از آنان برميدارد. خداوند - عزّوجلّ - ميفرمايد: «وَما کانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ»؛ [7] و تا وقتي که تو در ميان آنهايي، خداوند آنها را عذاب نميکند. و پيغمبر اکرمصلي الله عليه وآله فرمود: ستارگان مايه ايمني اهل آسمانند و اهل بيت من ايمني اهل زمينند، پس اگر ستارگان از بين بروند براي اهل آسمان ناگواريها پيش ميآيد و اگر اهل بيت من از ميان بروند براي اهل زمين ناگواريها پيش خواهد آمد. [8] .
و در کمال الدين و امالي به سند خود از سيّد العابدين امام سجادعليه السلام روايت کرده که فرمود: ما امامان مسلمين و حجّتهاي الهي بر عالميان و سادات و آقايان مؤمنين و امير روسفيدان و نيکويان جهان و سرور اهل ايمان و مايه ايمني اهل زمين هستيم، چنانکه ستارگان براي اهل آسمانها امان هستند. خداوند به ما آسمان را نگه داشته تا بر زمين نيفتد مگر به اذن او، و به ما زمين را نگه داشته تا اهلش را نلرزاند مگر به اذن او، به ما باران فرو ميفرستد و به ما رحمت را منتشر ميسازد و برکات زمين را بيرون ميآورد، و اگر در زمين حجّت ما نباشد زمين اهلش را فرو ميبرد. سپس فرمود: از روزي که خداوند آدم را آفريده زمين از حجّت الهي خالي نبوده که يا ظاهر است و مشهود و يا غايب است و [در پرده] مستور، و تا روز قيامت نيز از حجّت الهي خالي نخواهد ماند و گرنه خداوند پرستش نميشود.
سليمان بن مهران ميگويد: به امام صادقعليه السلام عرضه داشتم: مردم چگونه از امام غايب در پرده بهرهمند ميشوند؟ فرمود: همانطوري که به آفتاب در پشت ابر بهرهمند ميشوند. [9] .
ميگويم: وجه تشبيه آن حضرت به آفتاب، در بحث نفع آن جناب خواهد آمد ان شاء اللَّه تعالي. و از سيد العابدين امام سجادعليه السلام روايت است که فرمود: هنگامي که قائم بپاخيزد خداوند عزّوجلّ از شيعيان ما آفت و بيماري را دور ميگرداند و دلهايشان را مانند قطعهاي آهن قرار ميدهد. [10] . در حرف «ق» تمام اين حديث خواهد آمد، ان شاء اللَّه تعالي.
[1] الخرايج: 67.
[2] کمال الدين: 205:2.
[3] غاية المرام: 274.
[4] غاية ا لمرام: 274.
[5] کفاية الاثر: 292.
[6] کفاية الاثر: 310.
[7] سوره انفال، آيه 33.
[8] غاية المرام: 257.
[9] کمال الدين: 207:1؛ و امالي صدوق: 112. سند اين حديث چنين است: ابن بابويه از محمد بن احمد السناني از احمد بن يحيي بن زکريا القطان از بکر بن عبد اللَّه بن حبيب، از فضل بن صقر العبدي، از ابومعاويه، از سليمان بن مهران اعمش از حضرت صادق جعفر بن محمد، از پدرش محمد بن علي، از پدرش علي بن الحسينعليهم السلام که فرمود. (مؤلف).