در بحار از ابن عباس درباره آيه شريفه: «لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ المُشْرِکُونَ»؛ [1] تا اينکه او را بر همه [روشهاي] دين پيروز گرداند، هرچند که مشرکان ناخشنود باشند، آمده که گفت: اين معني تحقق نمييابد تا موقعي که نه يهودي باقي بماند و نه نصراني و نه صاحب کيشي، مگر اينکه داخل اسلام شود. تا گوسفند و گرگ، گاو و شير و انسان و مار، از يکديگر ايمن باشند، و موش انبان را سوراخ نکند. (تا اينکه گفته:) و آن وضع هنگام قيام قائمعليه السلام خواهد بود. [2] . و نيز در بحار از امير المؤمنينعليه السلام در وصف آن حضرت آمده: در ملک او درندگان صلح ميکنند و زمين گياهش را بيرون ميدهد و آسمان، برکتش را فرو ميريزد. [3] .
و در همان کتاب از پيغمبر اکرمصلي الله عليه وآله آمده که فرمود: مهدي مردي از فرزندان من است، رنگ بدن او رنگ نژاد عربي است، و اندامش اندام بني اسرائيل (قوي و باصلابت) ميباشد، در گونه راستش خالي هست که مانند ستارهاي تابناک ميدرخشد، زمين را پر از
عدل ميکند همچنان که از ستم و بيداد پر شده باشد، ساکنان زمين و آسمان و پرندگان هوا در خلافت او راضي خواهند بود. [4] . و در حديث ديگري از آن حضرتصلي الله عليه وآله آمده: ساکنين زمين و آسمان از حکومت او راضي خواهند بود و اموال را به طور صحاح ميان مردم تقسيم ميکند. مردي پرسيد: صحاح يعني چه؟ فرمود: يعني به طور مساوي. [5] .
و در همان کتاب از سعد السعود از صحف ادريس نقل شده که:... و در آن زمان، امامت را در زمين تحقق بخشم، پس چيزي به چيز ديگري ضرر نداشته باشد و هيچ چيز از (جانداران) از هيچ چيز نترسد، آنگاه جانوران و چهارپايان در ميان مردم باشند و به يکديگر اذيتي نرسانند، نيش هر نيشدار از جانوران را بگيرم و سمّ آنها را بياثر نمايم، و برکات را از آسمان و زمين برآرم و زمين با گياهان زيبايش نزهت يابد و تمام ميوههايش را برآورده، انواع عطرها را برون دهد و رأفت و رحمت و مهرباني را در ميان آنها برقرار سازم. [6] . و از امير المؤمنين عليعليه السلام روايت شده که فرمود: اگر قائم ما بپاخيزد، آسمان بارانش را فرو ميريزد و زمين گياهانش را بيرون ميدهد، و کينهها و کدورتها از دلهاي بندگان زايل ميگردد، و درندگان و بهائم با هم سازگار ميشوند تا به حدّي که يک زن، راه عراق و شام را طي ميکند در حالي که جز بر سبزه و گياه پا نگذارد و زينتهاي خود [يا زنبيل خود] را بر سر دارد و هيچ درندهاي او را به وحشت نمياندازد. [7] . در حرف «الف» مطالبي که بر اين معني دلالت دارد، گذشت.