دليل بر آن، اخبار مستفيض بلکه متواتري است که در اين باره آمده، چنانکه در بحار و غير آن از کتاب الاختصاص از معاويه دُهني از حضرت امام جعفر صادقعليه السلام درباره آيه «يُعْرَفُ الُمجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَالأقْدامِ»؛ [1] مجرمان از چهرههايشان شناخته ميشوند که از موهاي پيشاني و پاهاي آنان گرفته [و به دوزخ] افکنده شوند. فرمود: اي معاويه! در اين باره چه ميگويند؟ گفتم: ميپندارند که خداوند تبارک و تعالي در قيامت، مجرمين را به چهرههايشان ميشناسد، پس امر ميکند از پيشاني و پاهايشان آنان را ميگيرند، و به آتش ميافکنند. فرمود: چگونه خداوند جبّار - تبارک و تعالي - به شناختن خلايقي که آنها را آفريده نياز دارد؟ گفتم: فدايت شوم پس [معني] اين [آيه] چيست؟ فرمود: هر گاه قائم ما بپاخيزد خداوند شناخت چهرهها را به آن حضرت عطا فرمايد. آنگاه امر ميکند کافران را با پيشانيهايشان و قدمهايشان بگيرند. سپس از دم شمشير ميگذراند. [2] .
و در کتاب المحجة از ابوبصير از حضرت صادقعليه السلام روايت شده که فرمود: اين آيه درباره قائم ما - عجّل اللَّه فرجه الشريف - نازل شده و اوست که آنها را به چهرههايشان ميشناسد، پس او و اصحابش آنها را از دم شمشير ميگذرانند. [3] . و از عياشي به سند خود از ابن بکير روايت شده که گفت: از حضرت ابوالحسنعليه السلام از تفسير آيه: «وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً»؛ [4] و حال آنکه هر آن کس که در آسمانها و زمين است، خواه و ناخواه فرمانبردار اويند. پرسيدم. فرمود: درباره قائمعليه السلام نازل شده، هنگامي که عليه يهود و نصاري و صابئين و زنادقه و اهل ارتداد و کفر در شرق و غرب زمين هستند قيام ميکند، و اسلام را به آنها پيشنهاد مينمايد. هر کس با طوع و رغبت مسلمان شود، او را دستور ميدهد که نماز بخواند و زکات بپردازد و آنچه بر هر مسلمان واجب است انجام دهد و هر کس مسلمان نشد گردنش را ميزند تا اينکه در مشارق و مغارب زمين يک نفر غير موحّد باقي نماند. عرض کردم: قربانت شوم! در روي زمين مردم بسيارند، قائمعليه السلام چگونه ميتواند همه آنها را مسلمان کند يا گردن بزند؟ فرمود: هرگاه خداوند چيزي را بخواهد اندک را زياد و زياد را کم گرداند. [5] .
و از ابوبصير است که گفت: از حضرت امام صادقعليه السلام از تفسير: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدي وَدِينِ الحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ المُشْرِکُونَ»؛ [6] او [خدايي] است که پيامبرش را به هدايت و دين حقّ فرستاده است تا او را بر همه دين نمودار [و بيرون] گرداند. هرچند که مشرکان ناخوش داشته باشند. پرسيدم. فرمود: به خدا سوگند هنوز تأويل آن نازل نشده. عرض کردم: فدايت شوم، چه وقت تأويل آن نازل ميشود؟ فرمود: وقتي که قائم ان شاء اللَّه بپاخيزد، که هرگاه خروج کند هيچ کافر يا مشرکي باقي نماند مگر اينکه از خروج آن حضرت ناراحت باشد، حتي اينکه اگر کافر يا مشرکي در دل سنگ باشد آن سنگ خواهد گفت: اي مؤمن! در شکم من کافر يا مشرکي هست او را بکش. پس خداوند آن را کنار ميزند و [مؤمن] او را ميکشد. [7] .
و از مفضّل بن عمر آمده که گفت: از حضرت امام صادقعليه السلام درباره فرموده خداوند - عزّوجلّ -: «وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ العَذابِ الأَدْني دُونَ العَذابِ الأَکْبَرِ»؛ [8] و به آنان از عذاب نزديکتر پيش از عذاب بزگ ميچشانيم. پرسيد، فرمود: عذاب ادني (=نزديکتر) عذاب سقر است، و عذاب اکبر قيام مهديعليه السلام با شمشير است. [9] . و از کشف البيان از امام صادقعليه السلام در معني همين آيه چنين آمده: عذاب ادني، قحطي و خشکسالي است و عذاب اکبر، خروج قائم مهديعليه السلام با شمشير در آخر الزمان. و در بحار از الاختصاص در حديث مرفوعي از امام صادقعليه السلام روايت شده که فرمود: هرگاه قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - بپاخيزد، به ميدان کوفه ميآيد و با پاي خود بر زمين ميکوبد و به دست به جايي اشاره ميکند؛ سپس ميگويد: اينجا را حفر نماييد. پس آنجا را حفر ميکنند و دوازده هزار زره و دوازده هزار شمشير و دوازده هزار کلاهخودِ دورو بيرون ميآورد. آنگاه دوازده هزار نفر از پيروان - يا غلامان - و عجم را فرا ميخواند و آنها را بر آنان ميپوشاند. سپس ميفرمايد: هر کس آنچه بر شماست، بر او نبود، او را بکشيد. [10] .
و از نعماني به سند خود از حضرت امام باقرعليه السلام روايت شده که فرمود: اگر مردم ميدانستند که قائمعليه السلام هنگامي که قيام مينمايد چهها ميکند، بيشترشان مايل ميشدند که او را نبينند از آنچه مردم را ميکشد. البته آن حضرت جز از قريش آغاز نميکند، پس جز شمشير ميانشان رد و بدل نميشود، تا آنجا که بسياري از مردم خواهند گفت: اين از آل محمدعليهم السلام نيست که اگر از ايشان ميبود هر آينه رحم ميکرد. و از ارشاد ديلمي از امام باقرعليه السلام روايت شده که فرمود: هرگاه قائمعليه السلام قيام کند، به سوي کوفه ميرود، پس از آن، دهها هزار نفر که [بتريه] ناميده ميشوند و اسلحه پوشيدهاند، بيرون آمده، به آن حضرت عرضه ميدارند: از همانجا که آمدهاي بازگرد، که ما را در بني فاطمه نيازي نيست. پس آن حضرت شمشير در ميان آنها مينهد تا همگي ايشان را از ميان بردارد. سپس داخل کوفه ميشود و هر منافق ترديد کننده را ميکشد و کاخهاي آنان را خراب ميکند و جنگجويان آن ديار را به قتل ميرساند، تا خداوند - عزّوجلّ -خشنود گردد. [11] . ميگويم: اخبار در اين باره جداً زياد است به خاطر پرهيز از اطاله سخن از ذکر آنها خودداري کرديم.