در بخش سوم کتاب معلوم شد که آنچه از نعمتها که بندگان در آن غوطهورند از نعمتهاي ظاهري و باطني همه به برکت وجود شريف حضرت حجّتعليه السلام است، و اين امر از عظيمترين چيزهايي است که موجب دعا کردن براي آن حضرت است، توضيح بيشتري در بخش پنجم ان شاء اللَّه خواهد آمد.
دليل بر آن - اضافه بر آنچه قبلاً اشاره شد - روايتي است که در البرهان در تفسير آيه شريفه: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»؛ [1] آنگاه در آن روز از آن نعمت [ويژه] بازپرسي ميشويد.
از حضرت ابي عبد اللَّه صادقعليه السلام آمده که فرمود: اين امّت، از نعمتهايي بازخواست ميشود که خدا به واسطه پيامبر و اهل بيتش به ايشان ارزاني داشته است. [2] و نيز از آن حضرت است که درباره آيه مبارکه: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»؛ آنگاه در آن روز از آن نعمت [ويژه] بازپرسي ميشويد. فرمود: آن نعيم (=نعمت : نعمت خاص) ما هستيم. [3] .
شبيه همين روايت از امير المؤمنينعليه السلام نقل شده است.
و از ابوخالد کابلي است که گفت: بر حضرت محمد بن عليعليهما السلام وارد شدم، غذايي برايم آورد که از آن خوشمزهتر نخورده بودم. به من فرمود: اي ابوخالد! غذاي ما را چگونه ديدي؟ عرض کردم: فدايت شوم چه خوشمزه است، ولي من آيهاي از کتاب خدا يادم افتاد. خشمگين شد و پرسيد کدام آيه؟ عرض کردم: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ». فرمود: واللَّه از اين غذا هرگز سؤال نميشوي. سپس خنديد تا اينکه دندانهايش آشکار شد و فرمود: آيا ميداني نعيم چيست؟ عرضه داشتم: نه. فرمود: ما نعيم هستيم. [4] و اخبار در اين باره زياد است که در البرهان و غير آن مذکور است.
اگر بگويند: در بعضي از روايات، نعيم به امنيّت و صحّت و رطب و آب سرد تقسير شده، چگونه ميشود بين اين روايات جمع کرد؟
ميگويم: منافاتي بين اين روايات نيست، زيرا که امامانعليهم السلام در هر حديث بعضي از مصاديق نعيم را بيان کردهاند، و اين دلالت ندارد بر منحصر بودن نعيم در آنچه ذکر شده. و شاهد بر اين معني روايتي است که در البرهان از امام صادقعليه السلام در حديثي آمده که فرمود: ما از نعيم هستيم.
البته وجود امامعليه السلام عظيمترين نعمتهاي الهي است، زيرا که اصل ساير نعمتهاي ظاهري و باطني است، از اينجا است که در روايات آمده که همه مردم روز قيامت درباره نعيم مورد سؤال قرار ميگيرند. [5] .
امّا غذاي خوشمزه و آب سرد و امثال اينها را خداوند متعال از بنده مؤمن خود نميپرسد - چنانکه در چند روايت آمده - خلاصه اينکه همه افراد از اين نعمت عظيم يعني پيغمبر و امامانعليهم السلام سؤال ميشوند، هر که شکرانه اين نعمت عظيم را بجاي آورده باشد و از پيروان و دوستان معصومينعليهم السلام بوده است، از رستگاران خواهد بود، و از نعمتهاي ديگر سؤال نميگردد. امّا اگر از مخالفين و کافرين باشد از همه نعمتها - کوچک و بزرگ - از او سؤال ميشود او را کاملاً پاي حساب خواهند کشيد، که گاهي به عنوان (سوء الحساب) از آن تعبير ميگردد.
و با اين بيان بين رواياتي که ظاهرشان با هم متعارض است ميتوان جمع کرد، که بعضي از روايات دلالت دارد که خداوند متعال برتر از آن است که بندهاش را بر آنچه از غذا و آشاميدني و امثال اينها به او انعام کرده پاي حساب بکشد، ولي در روايات ديگري آمده که در خلال دنيا حساب هست.
توضيح اين معني چنين است که تحقق حساب روز قيامت حق است و قرآن مجيد بر آندلالت دارد، ولي مردم بر چند دسته هستند:
1 - عدّهاي به کلّي از حساب معاف ميباشند، و اين با آيات قرآن راجع به حسابرسي قيامت منافاتي ندارد، زيرا که آيات مطلق هستند و ميشود آنها را تخصيص و تقييد زد.
چنانکه در تفسير قمي از امام صادقعليه السلام روايت است که فرمود: هر امّتي را امام زمانش محاسبه ميکند، امامان، دوستان و دشمنانشان را از صورتشان ميشناسند، و همين است فرموده خداي تعالي: «وَعَلَي الأَعْرافِ رِجالٌ»؛ [6] و بر فراز اعراف مرداني هستند که ائمهاند. «يَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسِيماهُمْ»؛ [7] هر يک را از چهرههايشان ميشناسند. نامههاي دوستانشان را به دست راستشان ميدهند، پس بدون حساب به سوي بهشت ميروند، و نامه اعمال دشمنانشان را به دست چپشان ميدهند، پس بدون حساب راهي جهنم ميشوند. [8] .
و در همان کتاب از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام درباره آيه مبارکه: «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الحُسْني وَزِيادَةُ»؛ [9] براي آنان که نيکي نمودند بهترين پاداش (حُسني) و زياده بر آن است. فرمود: حُسني بهشت است و زياده دنيا است، که هرچه خداوند در دنيا به ايشان ميدهد در آخرت به خاطر آنها پاي حساب نميکشد. [10] .
مثل همين روايت را در بحار از امير المؤمنينعليه السلام روايت کرده است. اين دسته همان مؤمنين هستند که نعمتهاي خداوند را در راه سخط و غضب او صرف نکردهاند، شاهد بر آن کلمه (أَحْسَنُوا) در آيه مبارکه است. اينها شکرانه نعمت امام را بجاي آورده و حق ولايت را رعايت کردهاند.
2 - دسته دوم آنهايي هستند که محاسبه ميشوند ولي خداوند آنان را عفو ميکند و گناهانشان را ميبخشد، و از ايشان به طوري حساب ميکشد که احدي از خلايق مطلع نگردد، يا امام زمان آنها ايشان را آنطور محاسبه مينمايد. اين دسته مؤمناني هستند که نعمت عظماي ولايت را شناختهاند ولي نعمتهاي ديگر الهي يا بعضي از آنها را در راه غضب و ناخشنودي خداوند صرف کردهاند که اينها را خداوند پاي حساب ميکشد ولي سرانجام آنان را عفو ميکند.
شاهد بر اين روايتي است که در مجلد سوم بحار از امالي شيخ صدوق منقول است که به سند خود از امام صادقعليه السلام آورده که فرمود: چون روز قيامت شود دو بنده مؤمن را که هر دو اهل بهشت هستند براي حسابي نگاه ميدارند، يکي در دنيا فقير بوده و ديگري غني. فقير ميگويد: پروردگارا! من براي چه بايستم؟ من متصدّي مقامي نبودهام که به عدل يا ستم رفتار کرده باشم، و ثروتي هم به من نداده بودي که از اداي حق آن بپرسي، روزيام به مقدار کفايت بوده چنانکه خود ميداني و مقدّر کرده بودي. پس خداوند - جلّ جلاله - ميفرمايد: بنده من راست گفت، او را رها کنيد تا به بهشت رود. ديگري ميماند تا اينکه آنقدر عرق از او ميريزد که اگر چهل شتر از آن بخورند کفايت ميکند، سپس داخل بهشت ميشود، آن فقير از او ميپرسد: چه چيزي تو را بازداشت؟ جواب ميدهد: طول حساب، پيوسته چيزي پيش ميکشيدند تا اينکه آمرزيده ميشدم، سپس از چيز ديگري سؤال ميشدم تا اينکه خداوند - عزّوجلّ - مرا در رحمت خود غوطهور ساخت و به توبه کنندگان ملحق نمود. تو کيستي؟ ميگويد: من همان فقيري هستم که با تو پاي حساب بودم. ميگويد: در اين مدّت، نعمت، تو را عوض کرده که تو را نشناختم. [11] .
و در همان کتاب از امالي شيخ طوسي از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام درباره آيه شريفه: «فَأُولئِکَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئآتِهِمْ حَسَناتٍ وَکانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً»؛ [12] آنهايند که خداوند زشتيهاي آنان را به زيبايي بدل کند، و خداوند بسيار آمرزنده مهربان است. فرمود: مؤمن گنهکار را روز قيامت ميآورند تا در جايگاه حساب نگاه ميدارند. پس خداوند متعال خود متصدّي حساب او ميشود و احدي از مردم را از گناهانش مطلع نميسازد، و گناهانش را به او توجه ميدهد تا اينکه گناهانش را اقرار ميکند. آنگاه خداوند - عزّوجلّ - به نويسندگان ميفرمايد: آنها را به حسنه تبديل کنيد و براي مردم آشکار سازيد که مردم ميگويند: اين بنده يک گناه هم نداشته، پس خداوند امر ميکند او را به بهشت ببرند. اين است تأويل آيه، و آن براي خصوص گناهکاران از شيعيان ما است.
در همان کتاب از عيون اخبار الرضاعليه السلام به سند خود از ابراهيم بن عباس صولي روايت است که گفت: روزي در خدمت علي بن موسي الرضاعليه السلام بوديم، فرمود: در دنيا نعمت حقيقي نيست. يکي از فقها که حاضر بود گفت: خداوند - عزّوجلّ - ميفرمايد: «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ». مگر نه اين نعيم در دنيا هست که آب خنک باشد؟ حضرت رضاعليه السلام در حالي که صداي خود را بلند کرده بود فرمود: شما چنين تفسير کردهايد، و به اقسام مختلف نعيم را معني مينماييد. عدهاي گفتهاند: آب سرد است. ديگران گفتهاند: غذاي خوب است، برخي ديگر گفتهاند: خواب خوش است و به درستي که پدرم از پدرش ابوعبد اللَّهعليه السلام برايم نقل کرد که اين اقوال شما درباره اين آيه: ««ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»، [13] نزد او ذکر شد، خشمگين گشت و فرمود: خداوند - عزّوجلّ - از آنچه بر بندگانش تفضل و عنايت فرموده سؤال نميکند و منّت نميگذارد، منّتگذاري از خلايق قبيح است چگونه به خالق چيزي نسبت داده شود که براي بندگانش نميپذيرد؟ ولي نعيم محبّت و ولايت ما اهل البيت ميباشد، خداوند بعد از توحيد و نبوّت از آن ميپرسد، زيرا که اگر بنده، حقّ آن را درست ادا کند او را به نعيم بهشت که هميشگي است ميرساند. و به تحقيق که پدرم از پدرش از محمد بن علي از پدرش علي بن الحسين از پدرش حسين بن علي از پدرش عليعليهم السلام برايم حديث کرد که گفت: رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: يا علي! اولين چيزي که هر بنده پس از مرگش از آن سؤال ميشود شهادت به «لا إله إلاّ اللَّه ومحمد رسول اللَّه» است و اينکه تو وليّ مؤمنين هستي، بدين جهت که خداوند آن ولايت را براي تو قرار داده و من آن را براي تو قرار دادم، پس هر بندهاي که به آن اقرار کند و معتقد به آن باشد، به آن نعيمي که هميشگي است خواهد رسيد. [14] .
و در تفسير البرهان از امام صادقعليه السلام است که فرمود: خداوند تبارک و تعالي هرگاه بخواهد مؤمن را محاسبه نمايد پروندهاش را به دست راستش ميدهد و بين خودش و او محاسبهاش مينمايد و ميگويد: بنده من! تو چنين و چنان کردي و اينطور و آنطور عمل
نمودي؟ عرضه ميدارد: آري، پروردگارا اين کارها را کردهام، پس خداوند ميفرمايد: تو را آمرزيدم و آن گناهان را به حسنات عوض کردم.... [15] .
3 - دسته سوم آنهايي هستند که از امام، آنچه بر آنها نعمت داده شده - بزرگ يا کوچک - حتي رطب و آب سرد و امثال اينها از ايشان سؤال ميشود، چنانکه از امير المؤمنينعليه السلام در روايتي آمده که: مورد آمرزش و گذشت قرار نميگيرند، اينها کساني هستند که در اداي شکر آن نعمت عظيم که ولايت امام و وجود او است خداوند متعال را اجابت نکردهاند، خداوند - عزّوجلّ - در سوره رعد ميفرمايد: «لِلَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمُ الحُسْني وَالَّذِينَ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِي الأَرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَأَفْتَدَوْا بِهِ أُولئِکَ لَهُمْ سُوءُ الحِسابِ وَمَأْويهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ المِهادُ»؛ [16] براي آنان که دعوت پروردگارشان را اجابت کردند بهترين پاداش است، و آنان که اجابت نکنند اگر مالک همه زمين و يک برابر آن باشند، و بخواهند فديه دهند تا از گرفتاري حساب در امان بمانند [فايده ندارد] آنان را حسابرسي سخت است و جايگاهشان جهنم که بد جايگاهي است.
و در بحار از عيّاشي به سند خود از امام صادقعليه السلام درباره: «وَيَخافُونَ سُوءَ الحِسابِ» [17] فرمود: يعني دقت و فراگيري که گناهان را عليه آنان حساب کنند ولي حسنات را براي آنان به شمار نياورند. [18] . ميگويم: اين به خاطر کفر آنها به نعمت عظيم الهي است، نعمتي که سبب قبولي حسنات است.
4 - دسته چهارم: آنهايي هستند که حضرت سيد الساجدينعليه السلام در خطبه روز جمعه درباره آنها چنين فرمود: و بدانيد که اهل شرک برايشان ترازوها نصب نميگردد، و پروندهها برايشان گشوده نميشود بلکه دستهجمعي به سوي جهنم محشور ميگردند.... [19]
و هر کس در اخبار، درست تتبّع و تحقيق کند، اين بررسي را خواهد پذيرفت. ما در اينجا مطلب را - با اينکه از بحث ما بيرون بود - به تفصيل آورديم، باشد که شکرانه بعضي نعمتهاي آن حضرت را بجاي آورده باشيم. البته نعمتهاي آن حضرت - صلوات اللَّه عليه - در زمان ظهورش ويژگي خاصي دارد، چنانکه اخباري در اين باره وارد شده است، از جمله: در بحار از پيغمبر اکرمصلي الله عليه وآله منقول است که فرمود: امت من در زمان مهدي به نعمتي متنعم خواهند شد که هيچگاه به مثل آن متنعم نگشتهاند، آسمان باران رحمتش را بر آنها ميبارد و زمين هيچ گياهي را رها نميکند مگر اينکه آن را برآورد. [20] .
و نيز در آن کتاب ضمن حديث مفضّل بن عمر از امام صادقعليه السلام آمده که فرمود:... مهدي به کوفه باز خواهد گشت، آسمان در آنجا ملخهاي زرين خواهد باريد - چنانکه خداوند در بني اسرائيل بر ايّوب باريد - و بر اصحابش گنجينههاي زمين را از طلا و جواهرات و... تقسيم خواهد کرد. [21] .
[1] سوره تکاثر، آيه 9.
[2] تفسير البرهان: 502:4.
[3] تفسير البرهان: 503:4.
[4] تفسير البرهان: 503:4.
[5] غاية المرام: 258.
[6] سوره اعراف، آيه 46.
[7] سوره اعرفا، آيه 46.
[8] تفسير القمي: 694.
[9] سوره يونس، آيه 26.
[10] تفسير القمي: 311:1.
[11] بحار الانوار: 259:7.
[12] سوره فرقان، آيه 70.
[13] سوره تکاثر، آيه 7.
[14] بحار الانوار: 272:7.
[15] تفسير البرهان: 175:3.
[16] سوره رعد، آيه 18.
[17] سوره رعد، آيه 21.
[18] بحار الانوار: 266:7.
[19] روضه کافي: 75.
[20] بحار الانوار: 83:51.
[21] بحار الانوار: 34:53.

نعمتهاي آن حضرت
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1