در هر روزگارى كه پردههاى سياهى و جهل، سايه خود را بر جوامع بشرى مىگستراند اين دانشمندان و عالمان دينى بودند كه مسؤوليت خود را در جهت زدودن جهل و نادانى از انديشهها و فساد و تباهى از دامن مردمان به خوبى انجام مىدادند و از روايات فهميده مىشود كه عالمان در آخر الزمان نيز اين نقش را به خوبى ايفا مىكنند.
امام هادى(ع) مىفرمايد: «اگر در دوران غيبت قائم آل محمد(ص) دانشمندانى نبودند كه مردم را به سوى او هدايت و راهنمايى كنند و با حجتهاى الهى از دين دفاع نمايند و شيعيان ضعيف را از دامهاى شيطان و پيروانش رهايى و از شرّ ناصبىها (و دشمنان اهلبيت) نجات بخشند، كسى در دين خدا پا برجا نمىماند و همه مرتد مىشدند؛ ولى آنان رهبرى دلهاى شيعيان ضعيف را با قدرت در دست مىگيرند و حفظ مىكنند؛ چنانكه ناخداى كشتى، سكان و فرمان كشتى را نگاه مىدارد. بنابراين، آنان نزد خدا، والاترين انسانها هستند».[1]
رسول خدا(ص) درباره زنده كننده دين در هر قرن مىفرمايد: «خداوند بزرگ براى امّت اسلام در آغاز هر قرن، شخصى را بر مىانگيزاند تا دين را زنده نمايد».[2]
اين دو روايت و رواياتى از اين گونه، با صراحت به نقش عالمان در روزگار غيبت اشاره دارد و خنثا شدن، توطئه شيطانها و تجديد حيات دين را به دست دانشمندان مىداند.
البته اثبات اين مطلب در روزگار ما به دليل و برهان نيازى ندارد؛ زيرا نقش حضرت امامخمينى(ره) براى از بين بردن نقشههاى شوم دشمنان - كه اساس دين را در جهان معاصر در معرض خطر قرار داده بودند - بر كسى پوشيده نيست.
بدون شك عزتى كه اسلام در اين عصر يافته است، به بركت انقلاب اسلامى ايران و بنيانگذار آن، حضرت امام خمينى(ره) است.
2. عن النبىّ(ص): «إنَّ اللَّه تعالى يبعث لهذه الأُمّة على رأس كل مائة سنة من يجدد لها دينها» ابىداود، سنن، ج4، ص109، حاكم، مستدرك، ج4، ص522؛ تاريخ بغداد، ج2، ص61؛ جامع الاصول، ج12، ص63؛ كنز العمّال، ج12، ص193 و تا آنجا كه تتبّع كردم مدركى از كتابهاى شيعه براى آن نيافتم.