اهتمام و مداومت در دعا براي حضرت قائمعليه السلام و تعجيل فرج و ظهور شريفش، مايه طول عمر، و نيز ساير آثار و فوايد صله رحم است. ان شاء اللَّه تعالي.
و دليل بر اين معني به طور خصوص روايتي است که در فضيلت دعاي منصوصي آمده. و آن اينکه: در مکارم الاخلاق مروي است که هرکه اين دعا را پس از هر نماز واجب بخواند و بر آن مواظبت کند، آنقدر زنده خواهد ماند که از زندگاني سير و ملول شود و به ديدار مولي صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - مشرّف گردد. دعا چنين است: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَللَّهُمَّ إِنَّ رَسُولَکَ الصَّادِقُ المُصَدَّقُ صَلَواتُکَ عَلَيْهِ وَآلِهِ قالَ إِنَّکَ قُلْتَ: ما تَرَدَّدْتُ فِي شَيْءٍ أَنَا فاعِلُهُ کَتَرَدُّدِي فِي قَبْضِ رُوحِ عَبْدِيَ المُؤْمِنِ يَکْرَهُ المَوْتَ وَأَنَا أُکْرِهُ مَساءَتَهُ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ لِأَوْلِيآئِکَ الفَرَجَ وَالنَّصْرَ وَالعافِيَةَ، وَلا تَسُوؤُنِي فِي نَفْسِي وَلا فِي فُلانٍ»، به جاي کلمه فلان نام هر کس را بخواهد ميبرد. [1] .
اگر بگوييد: چه جهت دارد که دلالت اين دعا براي تعجيل فرج حضرت صاحب الزمانعليه السلام باشد؟
ميگويم: وجه استدلال به اين دعا در بخش چهارم کتاب در حرف «ف» گذشت که با فرج آن حضرت، فرج تمام اولياي خدا حاصل ميگردد، و نيز عافيت و نصرت آنان در زمان ظهور تحقق خواهد يافت، اضافه بر اينکه در بعضي از روايات اين عبارت چنين است: «وَعَجِّلْ لِوَلِيِّکَ الفَرَجَ...». که براي کاوشگران در روايات و اخباري که از امامان برحقعليهم السلام رسيده و دعاهايي که از ايشان نقل شده ترديدي نيست که: منظور از وليّ - در آنجا که به طور مطلق بيايد مثل همين مورد - خصوص مولي صاحب الزمانعليه السلام است. براي روشن شدن صحّت مطلب به دعاي مولاي ما حضرت ابوالحسن علي بن موسي الرضاعليهما السلام و دعايي که بعد از نماز شب روايت شده، و زيارت روز جمعه و... مراجعه شود. اگر بگوييد: احتمال دارد که «وليّ» در اينجا به معني مؤمن باشد، چون اطلاق وليّ بر آن نيز در روايات شايع است.
ميگويم: اين احتمال بعيد و توجيه بيپايهاي است، زيرا که آنچه ما ذکر کرديم به چند وجه نيز تأييد ميشود، از جمله:
1 - آنچه در فضيلت اين دعا روايت گرديده که موجب تشرف به ديدار حضرت صاحب الامرعليه السلام ميشود، بر آگاهان به شيوهها و سبکها و ويژگيهاي دعاها پوشيده نيست که مترتب شدن اين اثر بدين جهت است که اين دعا در حقّ صاحب الامر - عجّل اللَّه فرجه الشريف - ميباشد.
2 - آنچه از بعضي از دعاها - مثل دعاي روز عرفه از صحيفه سجّاديه - و بعضي از روايات استفاده ميشود که از آداب دعا مقدّم داشتن دعا در حقّ صاحب الزمان - روحي فداه - پس از حمد خداوند و صلوات بر پيغمبر و آل اوعليهم السلام ميباشد، که پيش از دعا براي خودش براي آن حضرت دعا کند، و دعاي مورد بحث به همين ترتيب است.
3 - غالباً دعا براي فرج و پيروزي و عافيت در دعاهايي که از امامانعليهم السلام رسيده مخصوص به حضرت صاحب الزمان - صلوات اللَّه عليه - است، پس از تمام اين مطالب کسي که با کلمات ائمهعليهم السلام انس دارد، اطمينان مييابد، بلکه قطع و يقين پيدا ميکند که منظور از «وليّ» در اينجا خصوص مولايمان صاحب الزمانعليه السلام است. اضافه بر اينکه دعا براي آن حضرت - عجّل اللَّه فرجه الشريف - که در تعقيب نمازهاي امامان - عليهم السلام - واقع بوده نيز مؤيّد آن است که بگوييم منظور از وليّ - در اين دعا - همان حضرت است.
تمام اين بحثها در صورتي است که روايت «لِوَلِيِّکَ» باشد، اما بر مبناي روايت «لِأَوْلِيآئِکَ»، باز دعا براي تعجيل فرج و ظهور آن حضرت است، چون به فرج آن حضرت، فرج حقيقي کلّي براي همه اولياي خدا حاصل ميگردد - چنانکه بيان کردهايم. و امّا شرح و توجيه اين عبارت: «ما تَرَدَّدْتُ فِي شَيْءٍ أَنَا فاعِلُهُ»، در بخش آينده کتاب خواهد آمد ان شاء اللَّه تعالي و نيز سند اين دعا را همانجا بررسي و بيان خواهيم نمود.و دليل بر مطلب مورد بحث: آنچه به طور عام در فضيلت صله رحم و احسان به نزديکان رسيده که مايه طول عمر است، ميباشد. به ضميمه آنچه در روايات آمده که صله نزديکان پيغمبر و امير المؤمنين - عليهم السلام - از صله خويشاوندان نسبي بهتر است. پس هرگاه صله رحم و محترم شمردن پيوندهاي نسبي موجب طول عمر باشد، احسان به نزديکان پيغمبرصلي الله عليه وآله به طريق اولي اين اثر را دارد، و در نزديکان پيغمبر و امير مؤمنان - عليهم السلام - کسي بهتر از مولاي ما صاحب الزمانعليه السلام نيست. بنابراين آن حضرت از مهمترين مصاديق اين عنوان است.
و در اينجا درباره چند موضوع بحث ميکنيم:
اول: در بيان اينکه صله رحم مايه طول عمر است.
دوم: بيان اينکه صله رحم پيغمبرصلي الله عليه وآله مؤکّدتر و بهتر است.
سوم: بيان اينکه دعا کردن، صله و احسان است.
صله رحم مايه طول عمر است
دليل بر اين موضوع به سند صحيحي از محمد بن عبيد اللَّه منقول است که گفت: حضرت ابوالحسن الرضاعليه السلام فرمود: بسا مردي که سه سال از عمرش باقي مانده رَحِمش را صله ميکند، پس خداوند عمرش را سي سال قرار ميدهد و خدا هرچه که بخواهد ميکند. [2] .
و نيز از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام آمده که فرمود: صله ارحام، اعمال را پاک و اموال را افزون و بلا را دور ميسازد، و حساب را آسان نموده و اجل را به تأخير مياندازد. [3] .
و از همان حضرتعليه السلام است که فرمود: صله ارحام، خُلق و خوي را خوش و دست و دل را باز و نفس را پاکيزه و روزي را فراخ ميسازد، و اجل را به تأخير مياندازد. [4] .
و به سند ديگري از امام باقرعليه السلام آمده که فرمود: صله ارحام، اعمال را پاکيزه و بلا را دفع و اموال را افزون ميگرداند، و عمر را طولاني و روزي شخص را فراخ مينمايد، و در خانواده به او محبوبيت ميدهد. [5] .
و از امام صادقعليه السلام روايت شده که فرمود: صله رحم و خوشرفتاري با همسايگان، شهرها را معمور و عمرها را زياد گردانند. [6] .
و به سند ديگري از آن حضرت است که فرمود: رسول خداصلي الله عليه وآله فرموده: هرآنکه مايل باشد مرگش به تأخير افتد و روزياش وسعت يابد صله رحم نمايد. [7] .
و به سند ديگري نيز از امام صادقعليه السلام روايت شده که فرمود: رسول خداصلي الله عليه وآله فرمودند: بسا قومي فاجر و بدکار که افراد خوبي نيستند، چون صله رحم بجاي آورند، اموالشان برکت يابد و عمرهايشان طولاني شود، تا چه رسد به اينکه نيکوکار باشند. [8] .و اخبار بسيار ديگر که آوردن آنها کتاب را طولاني ميکند. غرض اين بود که اشارهاي بشود.
صله رحم پيغمبر مؤکدتر و بهتر است
دليل بر آن، در کافي به سند صحيحي از عمر بن زيد روايت است که گفت: به حضرت ابي عبد اللَّه صادقعليه السلام عرض کردم: «اَلَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ»؛ [9] و کساني که آنچه را خداوند به پيوندش امر فرموده، پيوند آن را رعايت کنند. فرمود: در رحم آل محمدعليهم السلام ميباشد، درباره رحم و نزديکان تو نيز هست. سپس فرمود: از آنان مباش که موضوعي را تنها به يک مورد اختصاص ميدهند. [10] .
و نيز در همان کتاب از حضرت رضاعليه السلام آمده که فرمود: همانا رحم آل محمد، امامانعليهم السلام به عرش آويخته ميگويد: خدايا! پيوسته دار آنکه مرا پيوندد و بريده ساز هرکه از من ببُرد، سپس همين امر در ارحام مؤمنين جاري است. آنگاه اين آيه را تلاوت کرد: «وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسآئَلُونَ بِهِ وَالأَرْحامَ» [11] و تقواي خداي را پيشه کنيد که هنگامي که از يکديگر چيزي ميخواهيد نام او را ميبريد و از (قطع) خويشاوندانتان بپرهيزيد. [12] .
و در تفسير امام و مولاي ما حضرت ابومحمد حسن العسکريعليه السلام است که فرمود: رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: هرآنکه حقّ نزديکان پدر و مادرش را رعايت کند در بهشت هزار درجه داده ميشود که فاصله هر دو درجه آن مقدار دويدن اسبِ سريعِ تربيت شده به مدت صد هزار سال است، يکي از درجات از نقره، ديگري از طلا و ديگري از مرواريد و ديگري از زمرد و ديگري از مشک و ديگري از عنبر و ديگري از کافور. و آن درجات از اين اصناف است و هر که حقّ نزديکان محمد و علي - عليهم السلام - را رعايت نمايد درجات و ثوابهاي فزونتري خواهد يافت به قدر بالاتر بودن و افضليت محمد و علي - عليهما السلام - بر والدين خودش.
و فاطمهعليها السلام به يکي از زنها فرمود: دو پدر دين خود - محمد و علي - را خشنود بدار با خشم و ناخشنودي والدين نسبيات. اما والدين نسبي خود را با خشم ابوين دينت خشنود مکن، که اگر ابوين نسبي تو ناخشنود گردند، محمد و عليعليهما السلام آنان را با ثواب يک جزء از صد ميليون جزء از ثواب يک ساعت عبادتشان، راضي و خشنود خواهند کرد. و اگر ابوين دينت ناخشنود شوند پدر و مادر نسبي تو نميتوانند آنان را راضي کنند، چون ثواب طاعات اهل دنيا هم با خشم ايشان يکسان نيست.
و حسن بن عليعليهما السلام فرمود: بر تو باد که به بستگان ابوين دينت محمد و علي احسان نمايي، هرچند که (لازمهاش) تضييع حقوق نزديکان پدر و مادر نسبي تو باشد. و مبادا که حقوق بستگان والدين دينت را با رعايت حقوق بستگان نسبي خود تضييع نمايي، زيرا که شکرگزاري آنها نزد ابوين دينت - محمد و علي - ثمربخشتر است براي تو از شکرگزاري اينها نزد پدر و مادر نسبي تو، به درستي که نزديکان ابوين دينت - محمد و علي - اگر مقدار بسيار اندکي نزد ايشان از تو سپاسگزاري کنند، پس نظر و توجه آن دو به تو گناهانت را ميريزد هرچند که از زمين تا عرش را پر کرده باشد. ولي اگر نزديکان ابوين نسبي تو نزد ايشان از تو تشکر نمايند در صورتي که خويشاوندان ابوين دينت را تضييع کرده باشي هيچ برايت نميتوانند انجام دهند.
و علي بن الحسينعليهما السلام فرمود: به درستي که حق نزديکان ابوين دينمان محمد و عليعليهما السلام از قرابتهاي ابوين نسبي ما برتر و سزاوارتر است. ابوين دينمان ابوين نسبي ما را راضي خواهند کرد، ولي ابوين نسبي ما نميتوانند ابوين دينمان را از ما راضي نمايند. و محمد بن علي (امام باقر)عليهما السلام فرمود: هر آن کس ابوين دينش محمد و علي و نزديکان آنها نزد او گراميتر و محبوبتر باشند از ابوين خودش و نزديکانشان، خداوند متعال به او خواهد گفت: آنکه بهتر بود برتر داشتي و آنکه شايستهتر بود ايثار کردي، حتماً تو را در بهشت جاويدانم و همدمي اوليائم پيشتر قرار ميدهم.
و جعفر بن محمدعليهما السلام فرمود: هرکس از قضاء حوائج نزديکان ابوين دينش و نزديکان ابوين نسبياش عاجز بماند که با يکديگر مخالفت داشته باشند، پس اقرباي ابوين دينش را مقدم بدارد و بر نزديکان ابوين نسبي ترجيح دهد، خداوند - عزّوجلّ - روز قيامت ميفرمايد: همچنانکه خويشاوندي ابوين دينش را مقدم داشت شما [اي فرشتگان] نيز او را در بهشتم مقدم بداريد، پس در آن درجات بالاتر از آنچه خداوند برايش آماده کرده بود هزار هزار برابر فزوني يابد.
و موسي بن جعفرعليهما السلام در حالي که به آن حضرت عرض شد: فلاني پولي داشت به مبلغ هزار درهم، دو کالا بر او عرضه شد که آنها را بخرد ولي پولش به مقدار خريد هر دو نبود، پرسيد: کدام يک براي من سودمندتر است؟ گفتند: اين يکي هزار برابر سودش بيشتر است. حضرت فرمود: آيا به عقل او لازم نيست که آن بهتر را اختيار کند؟ عرض کردند: چرا. فرمود: پس اين چنين است ايثار کردن خويشان ابوين دينت محمد و علي، ثوابش بهتر و چندين برابر آن است، چون فضل آن به مقدار فضل و برتري محمد و عليعليهما السلام بر ابوين نسبي او است.
و به حضرت رضاعليه السلام گفته شد: آيا خبر ندهيم به شما که زيان ديده وامانده کيست؟ فرمود: چه کسي است؟ گفتند: فلاني دينارهاي خود را در مقابل درهمهايي که گرفته، فروخته است. پس ثروت او از ده هزار دينار به ده هزار درهم برگشته است. حضرت رضاعليه السلام فرمود: اگر کسي يک بدره زر به هزار درهم تقلّبي بفروشد، آيا عقبماندهتر و زيانبارتر از او نيست؟ گفتند: چرا. فرمود: به شما خبر دهم چه کسي از اين هم زيانبارتر و حسرتمندتر است؟ عرض کردند: آري. فرمود: اگر کسي هزار کوه طلا داشته باشد آنها را به هزار نخود طلاي تقلّبي بفروشد آيا عقبماندهتر و حسرتمندتر از اين نيست؟ گفتند: آري. فرمود: آيا خبرتان دهم از اين هم واماندهتر و حسرتمندتر کيست؟ گفتند: چرا، فرمود: آنکه در نيکي و احسان، خويشان ابوين نسبي خود را بر خويشان ابوين دينش محمد و عليعليهما السلام ترجيح دهد، زيرا که ارزش و فضيلت خويشان محمد و علي، ابوين دين او بر خويشان ابوين نسبياش از فضل و ارزش و فضيلت خويشان محمد و علي ابوين دين او بر خويشان ابوين نسبياش از فضل و ارزش هزار کوه طلا بر هزار نخود طلاي تقلّبي برتر است.
و محمد بن علي (امام جواد)عليهما السلام فرمود: هرکس خويشاوندان دو پدر دينش محمد و عليعليهما السلام را بر خويشاوندان ابوين نسبياش برگزيند، خداوند متعال بهطور علني روز قيامت او را برگزيند و به خلعتهاي گرامي خويش او را شهرت دهد، و بر بندگان، شرافت و برتري بخشد مگر بر کسي که با او در فضايل يا مرتبه و مقام مساوي باشد.
و علي بن محمدعليهما السلام فرمود: از گونههاي بزرگداشت جلال خداوند، ترجيح دادن نزديکان ابوين دينت محمد و علي بر نزديکان ابوين نسبيات ميباشد، و از کوچکشماري جلال الهي ايثار کردن خويشان ابوين نسبيات بر ابوين دينت محمد و عليعليهما السلام ميباشد.
و حسن بن عليعليهما السلام فرمود: مردي که عيالش گرسنه شده بودند از خانه بيرون رفت و در طلب غذايي براي آنها کوشش نمود، پس درهمي کسب کرد و با آن، نان و خورش خريد، بين راه به يک مرد و زن از نزديکان محمد و عليعليهما السلام رسيد و آنها را گرسنه يافت. با خود گفت: اينها از بستگان خودم شايستهترند. پس آنچه داشت به آنها داد، و ندانست که چه عذري در منزلش بياورد، سپس راه رفت و فکر ميکرد که چه علّتي براي خانوادهاش بگويد و چه جوابي بدهد که چيزي برايشان نبرده است.
در همين حال که متحيّرانه قدم ميزد، قاصدي در پي او آمده بود که راهنمايياش کردند و نامهاي از مصر با پانصد دينار به او داد و گفت: اين مقدار از ثروت پسرعموي تو است که در مصر از دنيا رفت و صد هزار دينار در دست تجار و بازرگانان مکه و مدينه است و چندين برابر هم املاک و اموال در مصر، ترک گفته است.
پس آن پانصد دينار را گرفت و در خانوادهاش وسعتي داد. شب هنگام در خواب رسول خدا و عليعليهما السلام را ديد، فرمودند: چگونه ميبيني ثروتي را که به تو رسيد به خاطر ايثار خويشاوندانمان بر خويشان خودت. سپس در مکه و مدينه کسي نماند که از آن صد هزار دينار چيزي بر ذمّهاش بود مگر اينکه محمد و عليعليهما السلام در خوابش آمدند و به او فرمودند: آيا فردا اقدام به پرداخت حقّ فلاني از ارث پسر عمويش ميکني يا تو را هلاک و نابود کنيم و نعمتها و حشمتها را از تو بگيريم؟ پس همگي آنچه بر ذمّه داشتند براي آن شخص فرستادند تا اينکه صد هزار دينار نزد وي جمع گرديد، و نيز در مصر احدي باقي نماند از کساني که از اموال او چيزي برعهدهشان بودمگر اينکه محمد و عليعليهما السلام به خوابش آمدند و او را با تهديد، امر فرمودند که به سرعت اقدام به پرداخت مال آن شخص نمايد، و محمد و عليعليهما السلام بار ديگر به خواب آن شخص آمدند و به او فرمودند: چگونه يافتي کارسازي خدا را نسبت به تو؟ و ما دستور دهيم کساني را که در مصر بودند که به سرعت اموال تو را بفرستند و حاکم آن را دستور دهيم که املاک و مستغلات را بفروشد و توسط پيکي پولهايش را برايت بفرستد تا در مدينه به جاي آنها املاکي خريداري نمايي. عرض کرد: آري.
پس محمد و عليعليهما السلام به خواب حاکم مصر رفتند و به او فرمودند که: املاک مزبور را بفروشد و توسط پيکي قيمت آنها را براي آن شخص بفرستد. آنگاه سيصد هزار دينار برايش ارسال شد و ثروتمندترين افراد مدينه گرديد، سپس رسول خداصلي الله عليه وآله به خوابش آمد و فرمود: اي بنده خدا اين پاداش تو در دنيا است به خاطر ايثار نزديکانم بر نزديکان خودت، و در آخرت به جاي هر دانه از اين مال در بهشت هزار قصر به تو بدهم که کوچکترين آنها از دنيا بزرگتر باشد و يک سر سوزنش از دنيا و آنچه در آن است بهتر است. [13] .
اينکه دعا صله و احسان است
به بيان اينکه: احسان و صله به دو امر حاصل ميشود:
يکي: منفعت رساندن به ديگري.
دوم: دفع زيان از غير، و اين هر دو با دعا کردن حاصل ميگردد.
چون از منافع بزرگ و ارزشمند، احترام است، و بدون ترديد دعا کردن نوعي احترام است، همچنين قبلاً گذشت که دعا براي تعجيل ظهور حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشريف - با شروطي که مقرّر شده، سبب جلو افتادن آن است و با آن، همهگونه خير و برکت آشکار ميگردد و همه ضررها از بين ميرود. و نيز از جمله آثار دعا مسرّت و خرسندي کسي است که برايش دعا ميشود، و سرور آن حضرت خود منفعتي عظيم است.
و ديگر اينکه: دانستيم دعا در جلو افتادن ظهور حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشريف - تأثير دارد، و با ظهورش از خود و شيعيانش غم و اندوه برطرف ميشود و همّ و غم و سختي و مشقّت دور ميگردد، بلکه خود دعا در دفع همّ و غم مؤثر ميباشد.
و از دلايل اينکه اعانت و احترام به زبان از مصاديق صله و احسان است، روايتي است که در مجلّد يازدهم بحار مسنداً از جابر از حضرت ابوجعفر باقرعليه السلام آمده که گفت: بر آن حضرت داخل شدم و نيازمنديام را شکايت کردم. حضرت فرمود: اي جابر نزد ما درهمي نيست، ديري نگذشت که کميت بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت: فدايت شوم اگر اجازه دهيد قصيدهاي برايتان بخوانم؟ فرمود: بخوان. کميت قصيدهاي خواند. حضرت فرمود: اي جوان! از آن اتاق بدرهاي بيرون بياور به کميت بده.
سپس کميت عرضه داشت: فدايت شوم! اگر بخواهيد اجازه دهيد سومين قصيده را بخوانم؟ فرمود: بخوان. بعد از خواندن کميت، امام فرمود: اي جوان! از آن اتاق بدرهاي بيرون آور به کميت بده، جابر گويد: پس بدرهاي بيرون آورد و به کميت داد. کميت گفت: فدايت شوم، به خدا قسم! من شما را به خاطر دنيا دوست نميدارم و از اين اشعار جز صله رسول خداصلي الله عليه وآله و حقوقي که خداوند بر من قرار داده چيزي نخواستم. گويد: حضرت باقرعليه السلام براي او دعا کرد سپس فرمود: اي جوان اين بدرهها را به جاي خود بازگردان. جابر گويد: در دلم گفتم: به من فرمود: درهمي ندارم. و براي کميت سي هزار درهم امر فرمود! گويد: آنگاه کميت برخاست و رفت. به آن حضرت عرض کردم: فدايت شوم! فرمودي: نزد من درهمي نيست با اين حال براي کميت سي هزار درهم امر کردي؟ فرمود: اي جابر! برخيز و به آن اتاق برو. جابر گفت: برخاستم و به آن اتاق رفتم هيچ اثري از آن درهمها نيافتم، به خدمت آن حضرت برگشتم. فرمود: اي جابر! آنچه از شما مخفي داشتهايم بيش از آن است که براي شما آشکار کردهايم. سپس برخاست، دستم را گرفت و به آن اتاق برد و با پايش به زمين زد ناگاه چيزي شبيه گردن شتر از طلا بيرون آمد. سپس فرمود: اي جابر! اين را بنگر و به کسي - جز افراد مورد اطمينان از برادرانت - مگوي، خداوند بر آنچه بخواهيم ما را توانا ساخته، و اگر بخواهيم زمين را برانيم اين کار را ميکنيم. [14] .
وجه دلالت اين حديث اينکه: کميت مدح با زبان را صله پيغمبرصلي الله عليه وآله دانست و امامعليه السلام نيز اين معني را امضا و تصديق کرد. دعا براي امامعليه السلام نيز همينطور است زيرا که آن نيز احسان و احترام است.
[1] مکارم الاخلاق: 284.
[2] کافي: 150:2.
[3] کافي: 150:2.
[4] کافي: 152:2.
[5] کافي: 152:2.
[6] کافي: 152:2.
[7] کافي: 152:2.
[8] کافي: 155:2.
[9] سوره رعد، آيه 21.
[10] کافي: 156:2.
[11] سوره نساء، آيه 1.
[12] کافي: 156:2.
[13] تفسير امم حسن عسکريعليه السلام: 113.
[14] بحار الانوار: 239:46.

مايه طول عمر
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1