montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

موضوع دیگری که بسا اوقات سبب تضعیف راوی می شد و بدان بهانه اشخاص نیک و راستگو متهم می شدند و احادیث آنها مردود شناخته می شد، اختلاف عقیده بود. مثلاً یکی از موضوعات حساسی که در آن زمان مورد بحث و تفتیش بود داستان مخلوق بودن قرآن است. گروهی عقیده داشتند که قرآن مخلوق نیست و قدیم است. گروهی دیگر می گفتند: مخلوق و حادث است. در بین این دو دسته کشمکشها و نزاعها بلکه تکفیرها اتفاق افتاد. عده زیادی از راویان احادیث چون عقیده داشتند که قرآن مخلوق است یا در مخلوق بودنش شک و تردید داشتند، تضعیف بلکه تکفیر شدند.


نویسنده کتاب «اضواء علی السنه المحمدیه» می نویسد: دانشمندان، جماعتی از راویان احادیث را مانند ابن لهیعه، تکفیر نمودند. جرمشان این بود که عقیده داشتند قرآن مخلوق است. از این بالاتر، درباره محاسبی گفته شده که: ارث پدرش را قبول نکرده گفت: چون اهل دو دین از هم ارث نمی برند، من ارث پدرم را نمی خواهم. علت امتناعش این بود که پدرش واقفی بود یعنی در موضوع مخلوق بودن و مخلوق نبودن قرآن اظهار توقف و تردید می نمود. [1]


چنانکه تعصبات شدید مذهبی و اختلافات عقیده ای باعث می شد که جنبه امانت داری و راستگویی افرادی را بکلی نادیه بگیرند و احادیث شان را یکسره مردود بشمارند، همچنین خوشبینی در اثر اتحاد مسکل و عقیده و تعصبات بیجا گاهی سبب می شد که جنایات و بدی های افرادی را به کلی فراموش کنند و آنان را توثیق و تعدیل نمایند، مثلاً عجلی درباره عمر بن سعد می گوید: ازموثقین تابعین بوده و مردم از او روایت دارند.


در صورتیکه عمر بن سعد قاتل حسین بن علی یعنی سید جوانان اهل بهشت و جگر گوشه رسول خدا بوده است.[2]


همچنین بسر بن ارطاه را که از جانب معاویه مأموریت یافت و هزاران شیعه بی گناه را بقتل رسانید و علی بن ابیطالب خلیفه پیغمبر را علناً دشنام می داد، چنین عنصر ناپاکی را در این اعمال ننگین معذور و مجتهد می دانند.[3]


یحیی بن معین درباره عتبه بن سعید می گوید: مورد وثوق است. نسائی و بوداود و دار قطنی نیز وی را توثیق نموده اند، در صورتیکه عتبه همنشین و یار و یاور حجاج بن یوسف جنایتکار بوده است. بخاری احادیث مروان بن حکم را در کتاب خود نوشته و بدان ها اعتماد می نماید. در صورتیکه همین مروان یکی از عوامل مهم جنگ جمل بود، طلحه را تشویق و تحریک نمود تا با علی جنگ کند. سپس در اثناء جنگ طلحه را بقتل رسانید. [4]


این چند موضوع بعنوان شاهد نوشته شد تا خوانندگان، به طرز تفکر و روش قضا و اظهار عقیده نویسندگان واقف و آشنا گردند و بدانند که حب و بغضها و تعصبات تا کجاها دخالت نموده است.


صاحب کتاب اضواء می نویسد: در کار این دانمشندان دقت کنید ببینید، چگونه شخصی را که بقتل علی راضی بود و طلحه را بقتل رسانید و شخصی را که متصدی کشتن حسین بن علی شد توثیق می نمایند، اما در مقابل، امثال بخاری و مسلم، احادیث علمای امت و حافظین آن ها را مانند حماد بن مسلمه و مکحول عابد و زاهد را مردود می شناسند. [5]


به هر حال، اگر شخصی از روات فضائل اهل بیت و علی بن ابیطالب بود یا حدیثی را بر طبق عقاید شیعه روایت کرد، همین جرم کافی بود که بعضی از متعصبین عامه، در صحت احادیثش تشکیک کنند یا رسماً مردود بدانند، چه رسد به جائیکه تشیع او محرز گردد، در آن صورت بغض و عناد، برای طرد احادیثش کافی است. شما در کلام جریر دقت بفرمایید تا مقدار تعصب عامه برایتان روشن گردد: «جریر می گوید: جابر جعفی را ملاقات نمودم ولی حدیثی از وی ننوشتم زیرا برجعت عقیده مند بود.»[6]


[1] کتاب اضواء علی السنه المحمدیه تألیف محمود ابوریه ط اول ص 316


[2] اضواء ص 319


[3] اضواء ص 321


[4] اضواء ص 317


[5] اضواء ص 319


[6] صحیح مسلم ج 1 ص 101





اختلاف عقیده


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1