فهیمی: یکی از نویسندگان، داستان پیدایش عقیده مهدویت را خوب توجیه نموده است اگر اجازه بفرمائید اجمالش را عرض کنم؟
حاضرین: بفرمایید.
فهیمی: آن را با مختصر تصرفی خلاصه می کنم: اصل داستان مهدویت را شیعیان از ملل دیگر گرفته چیزهایی بدان افزودند تا به صورت کنونی درآمد. دو موضوع را باید از عوامل رشد و نمو آن عقیده دانست:
الف: عقیده به پیدایش و ظهور نجات دهنده غیبی، در بین جهودان شایع بوده و هست. آنان عقیده داشتند که الیاس بآسمان صعود نموده و در آخرالزمان برای نجات بنی اسرائیل به زمین بر می گردد. می گوید: «ملکصیدق» و «فنحاس بن العاذار» تا به امروز زنده می باشند.
در صدر اسلام، گروهی از یهود، برای استفاده های مادی، گاهی هم به منظور تخریب اساس اسلام اظهار اسلام نمودند، عده ای هم با حیله و تزویر کهاز صفات بارز این قوم است در بین مسلمین موقعیت و مقامی کسب نمودند، ولی در واقع جز ایجاد اختلاف و پخش عقائد خود و سود جویی مقصدی نداشتند که عبدالله بن سبا را باید از افراد برجستۀ آنان دانست.
ب: پس از درگذشت رسول اکرم (ص) خانواده و خویشانش، و از جمله علی بن ابیطالب (ع) خودشان را برای خلافت از دیگران سزاوارتر می دانستند. معدودی از اصحاب هم از آنان طرفداری می نمودند. اما برخلاف خواسته آنان، خلافت از خانواده رسول خدا بیرون رفت و همین حادثه سبب آزردگی و رنجش آنان گردید. تا اینکه خلافت به علی بن ابیطالب منتقل شد. هوادارانش خشنود گشتند و امیدوار بودند که خلافت از این خانواده بیرون نرود، ولی علی هم چون به جنگهای داخلی مبتلا شد کاری از پیش نبرده عاقبت به دست ابن ملجم شهید گشت. فرزندش حسن هم موفقیتی به دست نیاورده عاقبت خلافت را تحویل بنی امیه داد.
حسن و حسین دو فرزند رسول خدا خانه نشین بودند ولی حکومت و قدرت اسلام به دست دیگران بود. اولاد رسول خدا و هوادارانشان در فقر وفاقه بسر می بردند ولی غنائم سرشار و بیت المال مسلمین در هوسرانی بنی امیه و بنی عباس مصرف می شد. این حوادث سبب شد، که روز بروز بر تعداد طرفداران آنان افزوده گردد و صدای اعتراضات از گوشه و کنار بلند شود، اما شاغلین مقام خلافت به عوض دلجویی، در صدد زجر و شکنجه و اعدام و تبعید آنان برآمدند.
خلاصه: بعد از رحلت رسول اکرم (ص) نسبت به اهل بیت و طرفداران آنها حوادث ناگواری واقع شد. فاطمه از میراث پدر محروم شد. خلافت علی به تأخیر افتاد، حسن بن علی را مسموم نمودند. حسین بن علی را با جوانان و اصحابش در کربلا به قتل رسانیده خانواده اش را اسیر کردند. مسلم بن عقیل و هانی را پس از امان دادن کشتند. ابوذر غفاری به ربذه تبعید شد. حجر بن عدی و عمروبن حمق و میثم تمار و سعید بن حبیر و کمیل بن زیاد و صدها تن مانند آنان را کشتند. به دستور یزید، مدینه قتل عام شد و صدها از این حوادث ننگین که صفحات تاریخ اسلام را سیاه کرده است. در این ایام تلخ جان هواداران اهل بیت بستوه آمده هر روز در انتظار فرج بودند. گاهی یکی از علویین برای گرفتن حق و مبارزه با غصبین قیام می نمود ولی بالاخره کشته می شد و توفیقی نصیبش نمی گشت. این حوادث ناگوار سبب شد که اقلیت طرفدار اهل بیت، از تمام جهات مأیوس شوند و درهای موفقیت را بر روی خویش بسته ببینند و از هر سو دنبال یافتن روزنۀ امیدی برآیند. طبعاً معلوم است که این اوضاع و حوادث، زمینه را برای پذیرفتن عقیده نجات دهنده غیبی و مهدویت کاملاً آماده گردانید.
در این هنگام بود که جهودان تازه مسلمان و مغرضین، از فرصت استفاده نموده به ترویج عقیده خویش یعنی نجات دهنده غیبی مشغول گشتند. شیعیان از همه جا مأیوس هم برای تسکین دردهای روحی و جبران شکست های ظاهری خویش، آن عقیده را مناسب دیده از جان و دل پذیرفتند لیکن تصرفی نموده گفتند: آن مصلح جهانی حتماً از اهل بیت مظلوم خواهد بود. کم کم پیرایه هایی بدان بستند تا به صورت مهدی کنونی در آمد.[1]
[1] المهدیه فی الاسلام ص 48-68

علل پیدایش مهدویت
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1