هوشیار: گفته شده که: خود آن حضرت کاتب توقیعات بوده است حتی خط مبارکش بین خواص اصحاب و علمای وقت معروف بوده آن را به خوبی می شناختند. این سخن شواهدی هم دارد.
محمد بن عثمان عمری می گوید: از ناحیه مقدسه توقیعی صادر شد که خطش را خوب می شناختم. [1]
اسحاق بن یعقوب می گوید: بتوسط محمد بن عثمان مسائل مشکلی را به ناحیه مقدسه فرستادم و جوابش را به دستخط مبارک امام زمان دریافت داشتم. [2]
شیخ ابوعمر عامری می گوید: ابن ابی غانم قزوینی با جماعتی از شیعیان در موضوعی اختلاف و مشاجره نمودند و برای رفع نزاع نامه ای به ناحیه مقدسه نوشته جریانرا به عرض رسانیدند. پس جواب نامه آنان به خط مبارک امام صادر گشت. [3]
صدوق عیپلیه الرحمه می گفت: توقیعی که به خط امام زمان برای پدرم صادر شده بود، اکنون نزد من موجود است. [4]
افراد مذکور شهادت داده اند که نامه ها به خط مبارک امام بوده است ولی معلوم نیست از چه راهی خط آن حضرت را تشخیص می دادند، زیرا با وجود غیبت مشاهده امکان نداشت. علاوه بر این، اشخاصی هم خلاف این موضوع را اظهار داشته اند مثلاً ابونصر هبه الله روایت کرده که توقیعات صاحب الامر، به همان خطی که در زمان امام حسن (ع) صادر می شد، به وسیله عثمان بن سعید و محمد بن عثمان، برای شیعیان صادر می گشت.[5]
باز همین شخص می گوید: ابوجعفر عمری در سنه «304» وفات نمود. قریب پنجاه سال وکیل امام زمان بود، مردم اموالشان را به سویش حمل می نمودند و توقیعات آن حضرت به همان خطی که در زمان امام حسن صادر می شد، به دست او برای شیعیان صادر می گشت. [6]
در جای دیگر می گوید: توقیعات صاحب الامر به دست محمد بن عثمان صادر می شد، به همان خطی که در زمان پدرش عثمان بن سعید صادر می گشت.[7]
عبدالله بن جعفر حمیری می گوید: وقتی عثمان بن سعید وفات نمود توقیعات صاحب الامر، با همان خطی که قبلاً با ما مکاتبه می شد صادر می گشت.[8]
از این روایات استفاده می شود: توقیعاتی که توسط عثمان بن سعید و بعد از آن، توسط محمد بن عثمان به مردم می رسیده، از حیث خط عیناً مانند توقیعاتی بوده است که در زمان امام حسن عسکری (ص) صادر می شده است. از اینجا معلوم می شود که توقیعات به خط امام نبوده بلکه می شود گفت: امام حسن (ع) نویسنده مخصوصی داشته که تا زمان عثمان بن سعید و محمد بن عثمان زنده و متصدی کتاب توقیعات بوده است و ممکن است گفته شود که: بعض توقیعات را خود امام مرقوم می فرموده و بعضی را دیگران. لیکن نکته قابل تذکر اینکه: از مطالعه حالات علما و شیعیان زمان غیبت صغری و متن توقیعات استفاده می شود که: مندرجات آن نامه ها مورد اعتماد و ووثوق شیعیان بوده، آنها را از ناحیه مقدسه می دانستند و مورد قبولشان واقع می شده است.
در مورد اختلافات مکاتبه می کردند و پس از صدور جواب تسلیم می گشتند. حتی گاهی که در صحت صدور بعض توقیعات شک می کردند باز هم حل اختلاف را به عهده مکاتبه می گذاشتند.[9]
علی بن حسین بن بابویه با ناحیه مقدسه مکاتبه نمود و تقاضای فرزند کرد و جوابش را دریافت نمود.
یکی از علمائی که زمان غیبت صغری و عصر نواب را درک نموده، محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی است. وی در کتاب «غیبت» خویش، سفارت و نیابت نواب را تأیید نموده بعد از نقل احادیث غیبت، می نویسد: در زمان غیبت صغری افراد معین و معروفی بین امام (ع) و بین مردم واسطه بودند، به توسط آنان مریض هایی شفا یافتند، پاسخ مشکلات شیعیان صادر می گشت، ولی روزگار غیبت صغری، اکنون پایان یافته و دوران غیبت کبری فرا رسیده است. [10]
معلوم می شود توقیعات، قرائن و شواهد صدقی همراه داشته که مورد قبول شیعیان و علمای وقت واقع می شده است.
شیخ حر عاملی (علیه الرحمه) می نویسد: ابن ابی غانم قزوینی با شیعیان مشاجره می کرد و می گفت: امام حسن عسکری (ع) فرزندی نداشته است. شیعیان نامه ای به ناحیه مقدسه نوشتندو مرسومشان چنین بود که نامه ها را با قلم بدون مرکب بر کاغذ سفید می نوشتند تا علامت و معجزه ای باشد. پس جوابشان از ناحیه مقدسه صادر گشت.[11]
[1] بحارالانوار ج 51 ص 33
[2] بحارالانوار ج 51 ص 349، و اثبات الهداه ج 7 ص 460