مهندس: اگر امام زمان در میان بشر ظاهر بود، در یکی از شهرهای جهان زندگی می کرد و رهبری دینی مسلمین را به عهده داشت و با همین روش به زندگی ادامه می داد تا هنگامی که اوضاع عالم مساعد می شد، با شمشیر قیام می نمود و دستگاه کفر و ستم را بر می چید، این فرض چه مانعی داشت؟.
هوشیار: فرضیه خوبی است ولی باید حساب کرد که چه نتائج و عواقبی را در بردارد. من موضوع را بر طبق جریان عادی، برای شما تشریح می کنم:
چون پیغمبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام کراراً گوشزد مردم کرده بودند که دستگاه ظلم و ستم، عاقبت به دست مهدی موعود، برچیده می شود و کاخ های بیدادگری را واژگون خواهد نمود، از این جهت، وجود مقدس امام زمان، همواره مورد توجه دو دستۀ مردم واقع می شد: یکی مظلومین و ستم دیدگان که متأسفانه همیشه عده آنان زیاد بوده و هست. آنان به قصد تظلم و امید حمایت و دفاع، دور وجود امام زمان اجتماع نموده تقاضای نهضت و دفاع می نمودند و همیشه گروه کثیری اطرافش را احاطه نموده انقلاب و غوغایی بر پا بود.
دسته دوم زورگویان و ستمکاران خونخوارند که بر ملت محروم تسلط یافته و در راه رسیدن به منافع شخصی و حفظ مقام خویش از هیچ عمل زشتی پروا ندارند و حاضرند تمام ملت را فدای مقام خود کنند. این گروه چون وجود مقدس امام را سد راه منافع و مقاصد شوم خود تشخیص می دادند و ریاست و فرمانروایی خویش را در خطر می دیدند، ناچار بودند وجود مقدس آن جناب را از میان بردارند و خودشان را از این خطر بزرگ برهانند در این تصمیم اساسی که حیاتشان بدان بسته بود با هم متحد شده، تا ریشه عدالت و دادخواهی را قطع نمی کردند هرگز از پای نمی نشستند.